.

متن مرتبط با «نامه ای به خدا» در سایت . نوشته شده است

روایت دیگر

  • نیلوبلاگ

    کمتر کسی از ما هست  که داستان چوپان دروغگو را نخوانده باشد ویا نشنیده باشد اما احمد شاملو در این باره ودر همین داستان  روایت دیگر ودیدگاه دیگری دارد  . زنده یاد  این داستان را...

    ادامه مطلب
  • شب های من (قسمت چهارم)

  • نیلوبلاگ

                                 شب های من غرولند در لغت نامه معین به معنی آهسته سخن گفتن از روی خشم و اعتراض آمده است .اگر ...

    ادامه مطلب
  • روستای ما

  • نیلوبلاگ

    داستان روستاي مادر سالهای نه چندان دور در دهه سوم  هزار سیصد روستای ما  رونق خاصی داشت اکثریت مردم  از طریق دامداری و کشاورزی امرار معاش می نمودند البته دامداری شغل اصلی اکثریت بود...

    ادامه مطلب
  • اجازه نامه طبابت

  • نیلوبلاگ

    نمونه ای ازمجوزطبابت دراوایل دردوران پهلوی...

    ادامه مطلب
  • ویژگیهای دیکتاتور

  • نیلوبلاگ

    شاخصهای دیکتاتوری1-دیکتاتور همه احزاب را غیرقانونی اعلام میکند یا همه احزاب به جز حزب حاکم را غیرقانونی اعلام میکند.2-حق رای را خصوصا برای آنها که به حزب حاکم رای میدهند محدود میکند. از طریق جلو...

    ادامه مطلب
  • اخبار کرونا یکم اردیبهشت ۹۹

  • نیلوبلاگ

    شناسایی ۱۲۹۴ بیمار جدید مبتلا به کووید۱۹ در کشور/ مجموع جان باختگان به ۵۲۰۹ نفر رسیددکتر جهانپور سخنگوی وزارت بهداشت:❇️از دیروز تا امروز ۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ و بر اساس معیارهای قطعی تشخیصی ۱۲۹۴ بیمار جدید ...

    ادامه مطلب
  • فرشته ای که بال گشود و به ملکوت اعلا پیوست

  • نیلوبلاگ

    من از زبان ایل با شما حرف می زنم طبق اظهارات کهنسالان ایل خوب یاری دختری در ایل از تبار حاجی میرزا و از بزرگ مردی به نام علیقلی بیگ و از طرف مادر از تبار حاجی ولی محمد دختری گندمگون و با چشمان درشت م...

    ادامه مطلب
  • چهارشنبه سوری باستانی وآئین های آن

  • نیلوبلاگ

     چهار شنبه سوری باستانی وآیین های آن دوستان واقوام خوبم سلام قول داده بودم از مراسم  اسفند ماه وپیشوازانه عیدی در سایا قیش  وچهار شنبه های اخر سال برایتان بگویم که تالم در گذشت مادر مقام وبانوی مهربان ایل حال هوایم را دگرگون کرد وافکارم یارای ردیف کردن جملات را ازدست داد حضور پر شور شما مایه تسلی گردید وانرژی مضاعف بخشید حالمرد وقولش...

    ادامه مطلب
  • نوروز نامه - قسمت سوم

  • نیلوبلاگ

    دوهفته مانده به عید برای ما بچه ها دلی دلی بود بازی هایی که مخصوص این ایام بود انجام می دادیم البته تنها بچه ها نبودند که دلی دلی می کردند نوجوانان و جوانان و گاها میان سالها هم قاطی ما می شدند یکی از بازیها که برد باخت هم توش بود تخم مرغ بازی بود تخم مرغی را از مادر ، خاله و عمه می گرفتیم می رف...

    ادامه مطلب
  • خدر نبی یا صیاد اوغلی بایردا قالان

  • نیلوبلاگ

    به روایت ایل اخرین هفته بهمن برای ایل شاه سون که ما نیز شاخه ی جدا شده از آن هستیم هفته پر از برف کولاک می شده در یکی از این روزها صیاد نامی برای اوردن گون به صحرا می رود دچار کولاک می شود وراه خود را موقع بر گشت گم می کند شب را در کوه می ماند از انجا که از ای کیو بالای بر خوردار بوده درخت کاجی ...

    ادامه مطلب
  • من یک ایرانی و مسلمانم

  • نیلوبلاگ

    خبر کوتاه بود : ” با کمال تاسف اطلاع یافتیم که آقای دکتر محمد مصدق سحرگاهامروز پنج شنبه در ساعت 5/4 بامداد 14/12/1345 در سن 87 سالگی در اتاق شماره 62بیمارستان نجمیه تهران زندگی را بدرود گفت.“ خبری بسیار کوتاه برای مردی بزرگ! سالنامه سازمان اطلاعات انگلیس در سال 1995 درباره اش منتشر کرد: خسارتی ک...

    ادامه مطلب
  • نوروز نامه - قسمت چهارم

  • نیلوبلاگ

    اولین روز فرودین روز عید و جشن و سرور بودصبح که از خواب بیدار می شدیم.سر و صورت را صفا می دادیم لباس نو می پوشیدیمسرک می کشیدیم، کی اهالی به اهل قبور می روند ساعت هشت و نیم الی نه همه ی مردان روستا در مزارستان جمع می شدند همراه یک بشقاب یا دیس حلوا اول با سوادها و قران خوانها سوره ای از قران بخص...

    ادامه مطلب
  • ما هم جزئی از ایران هستیم

  • نیلوبلاگ

    درد دل معلمان حق التدریسی ها واقعا مو تن آدم سیخ ميشه وقتی ميخونه ما 40 هزار نفر معلمان حق التدریسی چرا اینقدر مظلوم واقع شديم کسی نيست به درد دل ما گوش بدهد دیگر به آخر رسیدیم. مراعات هم حدی دارد، مگر میشود 9 ماه از سال را با جان و دل کارکنی اون هم در شرایط خیلی سخت و دشوار و دور از خانواده و از فر...

    ادامه مطلب
  • نمایی زیبا از مناظر طبیعی آهو و سجهرود

  • نیلوبلاگ

    ارسالی توسط داوود نجف پور آهو...

    ادامه مطلب
  • ایرانیم

  • نیلوبلاگ

    سلام خدمت تک تک دوستان و هم گروه های عزیزم با متن ناقابل زیر خواستم پیروزی پر شکوه انقلاب اسلامی ایران را خدمت ایران و همولایتیهای عزیزم تبریک گفته باشم. شعر از علی اولیایی سجهرود...

    ادامه مطلب
  • هرکس برام نوروز گلی بیاورد بره جایزه خواهم داد

  • نیلوبلاگ

    اواخر بهمن واوایل اسفند برای ما بچه ها خیلی شیرین وخاطره انگیز بود در سالهای سی وچهل وسایل ارتباطی تا حتی راه ارتباطی ماشین رو نبود مردم مسافرتشان وحمل بارشان با چهار پایان بود به همین خاطر جمع کردن علوفه برای احشامشان مشکل داشتند وبیشتر گوسفندان وبزهاییشان باید با چریدن در صحرا زمستان را سپری می کردند به همین خاطر برای امدن بهار عجله داشتند وامدن بهار را با رویدن نوروز گلی مهک می زدند وبه کسی که اولین گل را می اورد به اوهدیه می دادند یا لااقل وعده اش را می دادند بنابراین در همچون روزهایی ما بچه ها به بهانه های مختلف به صحرا می رفتیم ودنبال نوروز گلی می گشتیم یادم هست در سال ۱۳۴۲ که انوقت حدودا هفت یا هشت سالم بود روزی بی خبر از مادر مرحومم طنابی وداسی بر داشتم رفتم صحرا کلی هیزم تنوری جمع ...

    ادامه مطلب
  • نوروز نامه - قسمت اول

  • نیلوبلاگ

    در دیار من و روستاهای همجوارمان اسفند ماه با نامهایی چون سیا قیش، بایرام ایی و بایرام قاباقی معروف بود.این ماه اخرین ماه سال کهنه بود ولی بوی تازگی ونو بودن ماه عیدانه بود که مردم به پیشواز عید بزرگ وباستانی که یادگاری از جمشید پادشاه عظیم الشان ساسانی است می روند اولین کاری که می کردند خیاط به خانه می اوردند تا برایشان لباس نو بدوزد برای پدر کت وشلوار وکلاه که از بهترین پشم بره های یکساله بافته شده بود برای مادر تومان کوینک که از پارچه اطلسی به رنگهای اززرد وقرمز ونارنجی با گلهای رنگ برنگ برای من از تترون قشنگ پیراهن وداکرون شلوار واز ماهوت کت برای خواهرم از پارچه بشور بپوش خوش رنگ پاچین واز مخمل جلیقه واز پمازی شلوار می دوخت یه ده روز اول ماه یکی ازاتاقها یا قسمتی از خانه کارگاه اقا خیاط ...

    ادامه مطلب
  • نوروزنامه - قسمت دوم

  • نیلوبلاگ

    در هنگامه ای که خانواده ها مشغول تدارک سورسات عید بودند دسته هایی هم با اهنگ خاص خودشان وارد ده گشته هریک به نوعی رسیدن بهار وعید را خبر می دادند یکی از اینها نوروزخان بود که کلاهی همانند کلاه رستم پهلوان افسانه ای ایران. بر سر می گذاشت ولباس دلقکها را می پوشید و به در تک تک خانه ها می رفت واین کلمات را با اهنگ می خواند بهار امد بهار امد خوش امد علی با ذلفقار امد خوش امد حسن با قاسمش امد خوش امد حسین با اکبرش امد خوش امد ابوالفضل با بیرقش امد خوش امد سوزون بو بایراموز مبارک ایلوز آیوز گونوز مبارک مردم هم مبلغی به او پول می دادند یا اینکه برنج وشکلاتی توی خورجینش می ریختند دسته دیگر که خبر امدن بهار را می اوردند تکه گردانها (تکم چی ها) بودند به این شکل که عروسکی شبیه بز...

    ادامه مطلب
  • من یک ایرانی مسلمانم

  • نیلوبلاگ

    دکتر محمد مصدق خبر کوتاه بود : ” با کمال تاسف اطلاع یافتیم که آقای دکتر محمد مصدق سحرگاهامروز پنج شنبه در ساعت 5/4 بامداد 14/12/1345 در سن 87 سالگی در اتاق شماره 62بیمارستان نجمیه تهران زندگی را بدرود گفت.“ خبری بسیار کوتاه برای مردی بزرگ! سالنامه سازمان اطلاعات انگلیس در سال 1995 درباره اش منتشر کرد: خسارتی که وی به انگلستان وارد کرد از خسارتی که هیتلر در جنگ دوم جهانی به انگلستان وارد کرد بیش تر بود، معترف هستیم کهانگلستان در برابر مصدق شکستی بی سابقه را متحمل شد. اولین نفر که با لایحه کاپیتولاسیون در ایران مخالفت کرد. اولین ایرانی فارغ التحصیل در دکتری حقوق. امتیاز حق شیلات و کشتیرانی در دریای خزر را از شور...

    ادامه مطلب
  • حکایت عزرائیل ومرد پاراسسی

  • نیلوبلاگ

    حکایت عزرائیل و مردپاراسسی آورده اند که عزرائیل برای گرفتن جان یک پاراسسی وارد خانه ی او شد.فرد با دیدن حضرت عجل گریان بر دامان او افتاد و فرصتی دوباره برای زندگی خواست. عزرائیل گفت از چه رو این چنین مشتاق به زندگی بیشتر هستی تو که درتمام عمر خوداز هیچ امکانات رفاهی بهرمند نبوده ای وتمام عمر بشدت کار کرده ای،ونصیب کافی هم نبرده ای واز تمام لذت های دنیا بهره ای نبرده ای فرد گفت حسرتی دارم فرصتی دهی تا پایان پروژه کلور ودرام وپروژه آب برندق وراه اسفالت از چوه درکه به سجهرود را با چشم خودم ببینم خود داوطلبانه با تو تماس خواهم گرفت.چرا که پس از اين ها...

    ادامه مطلب