
مادرم ازمن پرسید پسرم چه کاره ای چطور روزگار می گذرانی
گفتم من تلگرامیم
تعجب کرد و ابرو درهم کشید وگفت این دیگر چه شغلی است؟ چه می سازید؟ تولیدتان چیست؟
بادی به غب غب انداختم با قیافه حق به جانب گفتم مامان اگاهی می افرینیم واطلاعات صادر می کنیم
فرمود پسرم کمی بیشتر توضیح بده تا متوجه شوم
چنین شرح دادم وقتی از سر کار می ایم کمی ادا واطوار در می اورم قربان صدقه زن وبچه می روم بعد خمیازه کشان به طرف اتاق خواب می روم وبا صدای نیمه بلند می گویم خسته ام می خواهم بخوابم مزاحم نشید
در را می بندم گوشی ها را بر می دارم در شبکه های که عضو هستم، می گردم. ان پستهایی را که به نظرم خوب می ایند در کانالی که زده ام جمع می کنم سرجمع یک ونیم ساعت می کشد سپس در حالت دراز کش حدود دوساعت انها را ویراییش می کنم
از اتاق بیرون.می ایم به خانم می گویم چیزی نیاز نداری می خواهم بروم سوپری او نیز نسخه ای از چیزهای مورد نیاز را به دستم می دهد یک ساعته با چند پلاستیک وسایل به خانه بر می گردم با یک کم ناز می گویم از کت وکول افتادم
دیگر کسی بامن کار ندارد پشت کامپیوتر.می نشینم پستها را مسلسل وار در شبکه هایی که عضوم قرار می دهم مامان ازم سوال می کند در چند کانال عضوی؟ بیدرنگ می گویم حداقل بیست تا
مامان این پستها یا به قول ما پیر پاتالها پیامها را کسی می خواند؟ جواب می دهم به من مربوط نیست من وظیفه ام را انجام می دهم می خواهم به مردم اگاهی دهم مامان اضافه می کند شما با ان سرعتی که پیام می دهی اخر فرصت نمی دهی گیرنده پیام ان را مطالعه کند شاید نظری داشته باشد جواب می دهم مدیر چون پیام می دهم ازم خوشش می اید گاهی مرا لایک می کند بعضی از انها هم که بیکارند دست مریزاد می گویند
مامانم گفت پسرم من هم در یکی دو کنال عضو هستم من فکر می کنم وقتی پیامی را می دهی یعنی با کسی محاوره وصحبت می کنی پس باید اجازه بدهی حرفت را گوش بدهند و مدتی منتظر بمانی وبه حرف هم گروهی هایت گوش بدهی. پیامهای شما اماده است فقط فوروارد می کنی ولی طرف مقابل تایپ می کند زمان بر است
مادرم به من سفارش کرد به جای دویست وسیصد پیام بی محتوا چند پیام متین وبه درد بخور بده تا دیگران از ان لذت ببرند تلگرامی های عزیز وگرامی ببخشید که روده درازی کردم
به قلم جمشید غریبی سجهرود
برچسب:
نویسنده: یگانه اکبریپور