خرید بک لینک

تنها سپیدی مو نشان از برتری فردی و متمدن بودن قومی نیست.مشاطه تمدن، قدمت سالم است که لوازمش اندیشه نو و ظرفیت بی انتها ست. تمدن بدون تفکر نو فقط فصلها وسالهای فرسوده و پوچ تکراری گذشته است. که ظرفیتی کوتاه ، شکسته و سوراخ دارد. پانزده،شانزده ساله که بودیم. خیلی چیزها در نظرمان بزرگ بودند. دیوار بام خانه هایمان، تپه بالای دهمان، فضای کلاس و تخته سیاه کلاس، درخت گردوی حیاط، سقف انبار کاه و خیلی ساده تر کتاب 150صفحه ای...بزرگ که شدیم اندازه ها خیلی کوچیکتر از ان شد که فکر میکردیم. هرچقدر رشد کردیم ، کوچیکتر و کوچیکترشدند. موفقیتمان خیلی ریزتر از ان شد که خوشحال بودیم. دانسته هایمان بی معنی تر از ان شد که میدانستیم. داشته هایمان کمتر از ان نشان داد. که نشان میدادیم.

در زندگی هرانسانی معماهایی نهفته، که خیلی از انها یدون انکه حل شود ناشناس می ماند و بسته، جواب همه معماها در طبیعت در خود انسان نهفته. تفکر تنها راه نجات و تنها راه رسیدن است. از کنار یک پدیده یک رویداد یک واقعه... به راحتی گذ شتن، تباهیست. باید ان را بهم ریخت ،شکافت و پی برد. یقینا جواب یک معما در بهم ریختن پدیده هاست. انسان وقتی رشد کرد و بزرگ شد، قدمت دارد وقتی فهمید قیمت. وقتی در خوبی کردن قانع نشد، وقتی منصبش،تکبرنیاورد. وقتی به بزرگترین پیشرفتها وبردها قانع نشد. زمانی که خود را درمقابل ضعیف ،ضعیف ترجلوه داد، هروقت در نهایت قدرت وداشته هایش ،خود راهیچ دانست. (در درون وتنهایی خود)...یعنی ظرفیتی طویل وقطور دارد. یعنی متمدن است. که بارش جامعه متمدنیست . یک تمدن ایده ال وموفق تنها به تعداد زیاد روزها و سالهای گذشته اش نیست فرق نمیکند فرد باشد یا یک خانواده، یک کشور باشد یا شهر . تمدن هرکس با نوع نگرش و دیدگاه ها و رفتار او سنجیده میشود. تمدن با ظرفیتی بزرگ میل به بینهایت دارد. ظرفیت بزرگ دیر پر میشود. اگرپرشود، هزاران نفر را سیراب میکند. بشری اگر دیر پریشود، از پیروزی ها سیر نمیشود، از خوبی کردن سیر نمیشود، در راه موفقیت انتهایی نمی بیند. در مسیر محبت قانع نیست. به ناطق وغیرناطق،دوست ودشمن...عشق می ورزد. ظرفیتی هست که توان سیر کردن جز خود را ندارند. احساس میکنند که جایگاهشان نهایت پیروزی هاست. ابتدایشان، انتهایشان است . حالشان اخر محبت، هوایشان اخر ازادیسست. دروغ وکبر، شکستن میثاق و دل، دل، دل...
برایشان سرگرمی است. یعنی سراسر ظلم اند و جهل اند و ناامیدی.


به قلم رسول حیاتی سجهرود

برچسب: نویسنده: یگانه اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت: 1:13

صفحه بندی