روستا واژه گمشده
قرار شده فرزندان یک روستای زخم خورده ازروزگار غداراز مام وطن بنویسند از بی مهری ها از بی توجه ها عاشقان خدمت بنویسند وبنویسند وآنقدر در این امر اصرار ورزند که عاشقان خدمت ویاوران خاور شاید در باختر بشنود ودر رسانه های شان ودر مکاتیب شان برای بشر حقوق دیگر به تحریر آرند زیرا که حقوق مورد نظر آنان برای روستای من مانوس نیست قابل درک نمی باشد راستی ایا دسترسی به سه لیوان آب جهت رفع تشنگی بعد یک روز کاری سخت وطاقت فرسا درزیر آفتاب سوزان برای یک پیر مرد میانسال جزو حقوق بشر محسوب میشود ویا تامین نیاز اولیه حیات است من که سواد اجتماعی ودانشم بضاعت جواب گفتن چنین سوالی را ندارد لابد آنها ئیکه متخصص علم الاجتماع هستند ودر راس امور قرار دارند این مورد نه حقوق بشر میدانند ونه نیاز اولیه استمرار حیات والا قطعا در تامین سه لیوان آب این قدر تانی به خرج نمیدادند ویا شاید تصورشان این است ساکنان روستا ما فوق بشر هستند وآب مایه حیات بشر می باشد. اما در روستای ما تا دلت بخواهد آزادی بیان وآزادی قلم داریم میتوان بدون هیچ درد سری در باره احشام از صبح تاغروب ویا پاسی ازشب صجبت کرد ویا کتاب ها نوشت هیچ ممیزی وجود ندارد این یکی از محاسن روستا ماست اگر از نظر اقتصادی توسعه نیافته اما توسعه سیاسی اش در حد دانمارک است اگر در دانمارک پادشاه شان برای خرید مایحتاج روزانه اش می رود وهر وقت هم تشنه شد بدون هیچ زحمتی آب می نوشد ریش سفیدان وبزرگان روستا ما برای چرای احشام به صحرا می روند آب هم نمی نوشند اصلا نمیدانند استحمام یعنی چه تازه نباید مریض هم بشوند زیرا اگر مریض شوند دیگر نمی توانند درباره احشام گفتگو کنند آزادی بیان به مخاطره می افتد ونیاز به دارو درمان پیدا میکنند از همه مهم تر دکترپیدا نمیشود واحیانا انتقال به مراکز درمانی تخصصی ترپیش می آید که بر آورد هیچ کدام میسر نمی باشد در روستا ما هیچ کدام از این موارد نه جزو حقوق بشر است ونه نیاز ادامه حیات باید آدم خوش شانس باشی که دریک روز آفتابی مریض شوی ودر آن روز یک وسیله نقلیه ای اتفاقی گیرت بیاید تا مرکز دهستان منتقلت کند ووابستگانت تا موقع برگشت بایدبیک دست قران بدست گیرند ودست دیگر مفاتیح واز خدا طلب عدم تغییرات جوی وبهبودی بیمارشان را بخواهند خدا نکند در این بحبوحه جو تغییر کند دیگر بیمار فراموش میشود اهالی تمام اولیا و انبیا را جهت سلامت برگشتن مریض به شفاعت می خوانند یعنی اینکه در روستا ما داشتن بهداشت راه ایمن آب آشامیدنی سالم وآب غیر آشامیدنی ناسالم دارو درمان نیاز نیست بازهم تاکید میکنم اگر نیاز بود خدمت گزاران دنیا گریز عاشقان خدمت از آنها دریغ نمیکردند مسئولان محترم به کرارات ثابت کرده اند هر وقت نیازی به رای ویا حضور اهالی روستا ما وروستاهای اطراف در صحنه باشد در خدمت خلق الالله هستند ومردم آزادند هر طوریکه صلاح باشد وهر کسی را که معرفی کردند آزادانه رای دهند ویا مشت محکمی بدهن یاوه گویان چغرو بد بدن اسکتبار بزنند
حالا این بنده گان خدا از متصدیان امور ودارندگان مقامات عالیه ومقامات یک خرده پائین تر از عالیه تقا ضا عاجزانه وملتمسانه دارند مرحمتی ولطفی در حق این بندگان بکنند ساعتی بفکر نشینند اگر خرد جمعی شان بر این شد که روستا سجهرود وروستا های اطراف نیز برای بقای حیات احتیاج به آب دارد احتیاج براه ایمن دارند دست مریزاد دریغ نکنید قبل از هر چیز الحساب این دوکیلومتر راه وسه لیوان آب را لطف کنید تا ببینم خدا چه می خواهد یک معلم باز نشسته از سجهرود (سهند)
برچسب:
نویسنده: یگانه اکبریپور